ادبیات عامیانه ایران

ادبیات عامیانه ایران
مهران افشاری

ادبیات عامیانه‌، ادبیات‌ توده ی مردم‌ ایران‌، اثر مردمانی‌ بی‌سواد یا کم‌سواد و غالبن شفاهی‌، که‌ از جهت‌ ساختار و محتوا، با ادبیات‌ سنتی‌ مکتوب‌ فارسی‌ متفاوت‌ است‌. زبان‌ ساده‌، لحن‌ عامیانه‌، حالات‌ و اندیشه‌های‌ عوام‌ در این‌ ادبیات‌ نمایان‌ است.
امروزه‌ ادبیات‌ عامیانه‌ در نقاط‌ گوناگون‌ ایران‌ با گویش های‌ متفاوت‌ میان‌ مردم‌ مناطق‌ گوناگون‌ مشهور و متداول‌ است‌. از جمله‌ در گیلان‌ اشعار شرف‌ شاه‌ دولایی‌، از شاعران‌ قرن‌ هشتم‌ ق. ‌، به‌ گویش‌ گیلکی، در مازندران‌ اشعار امیر پازواری‌ به‌ گویش مازندرانی‌، در کردستان‌ داستان های‌ کُردی‌ منظومی‌ که‌ اصطلاحن بیت‌ نامیده‌ می‌شود و با آواز می‌خوانند و نیز بسیاری‌ از قصه‌های‌ کوتاه‌ عامیانه‌ به‌ گویش های‌ گوناگون‌ که‌ گاه‌ در آثار پژوهندگان‌ گویش‌شناسی‌ نقل‌ شده‌ است‌. در این‌ مقاله‌ صرفن به‌ ادبیات‌ عامیانه ی‌ فارسی‌ متداول‌ در درون‌ مرزهای‌ ایران‌ پرداخته‌ می‌شود.
اشعار عامیانه‌ از دیرباز در میان‌ مردم‌ ایران‌ شناخته‌ بوده‌ است‌. این‌ اشعار را، که‌ به‌ گویش های‌ محلی‌ بوده‌ است‌، فَهلویات‌ می‌گفته‌اند. برخی‌ از این‌ فهلویات‌، که‌ خنیاگران‌ در کوچه‌ و بازار می‌خوانده‌اند، داستان های‌ عشقی‌ منظوم‌ بوده‌ است‌ مانند آن چه‌ که در مناطق‌ غربی‌ ایران‌ درباره ی عشق‌ شَروین‌ دشتبی‌ می‌خوانده‌اند. به‌ همین‌ سبب‌ است‌ که‌ اشعاری‌ را هم‌ که‌ در زمان‌ ما در جنوب‌ ایران‌ به‌ گویش های‌ محلی‌ می‌خوانند "شَروه" می‌نامند. در آذربایجان‌ هم‌ خوانندگان‌ این‌ فهلویات‌ به‌ نام‌ "شهری‌ خوان‌" معروف‌اند. امروزه‌ اشعار عامیانه‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ را، که‌ بر زبان‌ عامه ی‌ مردم‌ جاری‌ است‌، ترانه‌ و تصنیف‌ نیز می‌گویند. وزن‌ بسیاری‌ از این‌ اشعار منطبق‌ با اوزان‌ عروضی‌ نیست‌، اما با طرز خواندن‌ و تکیه‌ بر برخی‌ از هجاها می‌توان‌ آنها را موزون‌ کرد.
اشعار عامیانه ی متاخرتر، متاثر از ادبیات‌ سنتی‌ است‌ و وزن‌ عروضی‌ دارد. قالب‌ برخی‌ از ترانه‌های‌ عامیانه‌ نیز مطابق‌ با هیچ‌یک‌ از قالب های‌ شعر رسمی‌ نیست‌، بلکه‌ ساده‌ و ایرانی‌ است‌. قالب‌ دوبیتی‌ بیش‌ از قالب های‌ دیگر در اشعار عامیانه‌ کاربرد دارد. برخی‌ از اشعار متاخر نیز به‌ قالب های‌ غزل‌ و قصیده‌ است‌. این‌ اشعار را با آهنگ های‌ خاص و همراه‌ با موسیقی‌ و دوبیتی ها را بیش تر با آواز دشتی‌ و در گوشه ی‌ بختیاری‌ می‌خوانند. برخی‌ از پژوهشگران‌ دستگاه‌ و مقام‌ موسیقی‌ این‌ اشعار را ثبت‌ کرده‌اند . سرایندگان‌ بیش تر آنها معلوم‌ نیستند، اما گاه‌ نام‌ برخی‌ از آنان‌ در دوبیتی ها آمده‌ است‌ . این‌ نوع‌ ترانه‌های‌ عامیانه‌ عاری‌ از تشبیهات‌ و استعاره‌های‌ پیچیده‌ و هرگونه‌ تصنع‌ و گویای‌ احساسات‌ و افکار عامیانه‌ است‌ . در بسیاری‌ از آن ها زبان‌ عامیانه‌ و واژگان‌ محلی‌ به‌ کار رفته‌ است‌ .بسیاری‌ از این‌ ترانه‌ ها نیز همان‌ است‌ که‌ در بین‌ مردم‌ به‌ باباطاهر یا فایز دشتستانی‌ منسوب‌ است‌. مضمون‌ بیش تر ترانه‌های‌ عامیانه،‌ عاشقانه‌ و در وصف‌ معشوق‌، طلب‌ وصال‌ او، یا گله‌ از هجران‌ است.‌ بسیاری‌ از آن ها نیز نشانی‌ از زندگی‌ روستایی‌ و عشایری‌ دارد و‌ در آن ها از دشت‌ و بیابان‌ و سبزه‌ و چشمه‌ سخن‌ گفته‌ شده‌ است‌ .در برخی‌ از آن ها با سوزی‌ خاص سخن‌ از دوری‌ وطن‌ و فراق‌ یار و خویشان‌ است. برخی‌ از آن ها هم‌ هجو و شوخی‌ و مطایبه‌ است‌ و پاره‌ای‌ از آن ها حکایتی‌ را نقل‌ می‌کند. برخی‌ از این‌ اشعار در واقع‌ مناظره‌ یا گفتگوی‌ عاشقانه‌ و دوستانه‌ میان‌ دو تن‌ است‌
پاره‌ای‌ از تصانیف‌ عامیانه‌ درپی‌ یک‌ واقعه ی تاریخی‌ ساخته‌ شده‌ و به‌ زبان‌ مردم‌ کوچه‌ و بازار خوانده‌ شده‌ است‌. کهن‌ترین‌ ابیاتی‌ که‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ باقی‌ مانده‌ از همین‌ نوع‌ است‌. از جمله‌، تصنیفی‌ است‌ که‌ مردم‌ بخارا، در سال‌۵۶ ق. به‌ مناسبت‌ عشق‌ پدیدآمده‌ میان‌ سعید بن‌ عثمان‌، امیر گمارده ی معاویه‌ در خراسان‌، و ملکه ی‌ بخارا ساختند و در کوچه‌ و بازار می‌خواندند . همچنین‌ است‌ " حَراره ‌" (=ترانه‌)ای‌ که‌ کودکان‌ در کوچه‌ به‌ دنبال‌ یزید بن‌ مفرغ‌، عاشق‌ دختری‌ به‌نام‌ سمیه‌، به‌ آواز می‌خواندند. هنگامی‌ که‌، در سال ١۰۸ق‌. اسدبن‌ عبدالله، حاکم‌ خراسان‌، در جنگ‌ با امیر خُتَلان‌ شکست‌ خورد، اهل‌ خراسان‌ برای‌ او تصنیفی‌ ساختند و می‌خواندند. این‌ گونه‌ تصنیف ها در تاریخ‌ ادامه‌ یافته‌ است‌. در سال ۵۰۸ ق.‌ چون‌ احمد عطّاش‌ در عهد سلطان‌ محمّد بن‌ ملکشاه‌ شورید و شکست‌ خورد، او را اسیر کردند و در اصفهان‌ گرداندند و مردم‌ اصفهان‌ به‌ دنبال‌ او با دف‌ و طبل‌ و دهل‌ تصنیفی‌ می ‌خواندند . پس‌ از شکست‌ لطفعلی‌خان‌ زند از آقامحمّدخان‌ قاجار، نخستین‌ پادشاه‌ این‌ سلسله‌، نیز مردم‌ شیراز تصنیفی‌ ساختند و همچنین‌ است‌ تصنیف‌ مردم‌ تهران‌ دربارة‌ فرار محمّدعلی‌ شاه‌ قاجار. یا آن چه‌ درباره ی‌ سخاوت‌ حسن‌خان‌ یگانه‌، پسر یوسف‌خان‌ مستوفی‌الممالک‌ (متوفّی‌ ١٣۰٣ق.‌)، ساخته‌ بودند در بسیاری‌ از اشعار عامیانه‌ نام‌ قهرمانان‌ ناشناس‌ محلی‌ باقی‌ مانده‌ است‌، از جمله‌ ترانه‌هایی‌ که‌ در خراسان‌ راجع‌ به‌ نصرو یا نصرالله، در فارس‌ درباره ی‌ حسینا و در ابیانه‌ و اطراف‌ کاشان‌ درباره‌ کریم ‌خان‌ مشهور است‌.
بخشی‌ از اشعار عامیانه‌ هم‌ اشعار مذهبی‌ است‌، یک‌ نمونه ی کهن‌ از این‌ نوع‌ اشعار، به‌ گفته ی نویسنده ی تاریخ‌ سیستان " سرود کَرْکوی ‌" راجع‌ به‌ آتشگاه‌ کَرْکویَه‌ بر زبان‌ زردشتیان‌ جاری‌ بوده‌ است‌. پاره‌ای‌ از این‌ اشعار هم‌ اشعار سوگواری‌ است‌. در قرن‌ چهارم‌ ق، نرشخی‌ از سروده‌های‌ مردم‌ بخارا در سوگ‌ سیاوش‌ و آنچه‌ مطربان‌ و قوّالان‌ در این‌ باره‌ به‌ نام‌ " گریستن‌ مغان‌" می‌خوانده‌اند، سخن‌ گفته‌ است‌. تعزیه ‌نامه ‌ها نیز بخشی‌ قابل‌ توجه‌ از اشعار عامیانه ی‌ قرون‌ اخیر است‌ که‌ با آهنگی‌ خاص در مراسم‌ تعزیههمراه‌ نمایش‌ خوانده‌ می‌شود.
گذشته‌ از تعزیه‌نامه‌ها برخی‌ از اشعار عامیانه‌ در مجالس‌ ترحیم‌ و مراسم‌ سوگواری‌ خوانده‌ می‌شود . اشعار سوگواری‌ در مناطق‌ گوناگون‌ نام هایی‌ خاص دارد، چون آن که‌ در بلوچستان‌ " موتَک ‌" و در آذربایجان‌ " آغی ‌" نامیده‌ می‌شود. برخی‌ از اشعار عامیانه مذهبی‌ اشعاری‌ است‌ که‌ قلندران‌ و درویشان‌ دوره‌گرد در کوچه‌ و بازار در منقبت‌ علی و اهل‌ بیت‌ به‌ پیروی‌ از سنت‌ مناقب ‌خوانان‌ قرن های‌ پنجم‌ و ششم‌ ق.‌ می‌خوانند. از مشهورترین‌ آن ها لوحی‌ اصفهانی‌ است‌ که‌ در عهد صفوی‌ بیش تر درویشان‌ دوره‌گرد شعرهای‌ او را در گذرها می‌خوانده‌اند این‌ درویشان‌ در قهوه ‌خانه ‌ها و تکیه‌ها مراسم‌ مشاعره ی خاصی‌ به‌ نام‌ " سخنوری ‌" برپا می‌کرده‌اند که‌ اشعار آنان‌ هم‌ پاره‌ای‌ از ادبیات‌ عامیانه ی ایران‌ محسوب‌ می‌شود.
از دیرباز مطربانی‌ به‌ نام‌ " قوّال ‌" و " مقری ‌" پاره‌ای‌ از اشعار عامیانه‌ را در کوچه‌ و بازار همراه‌ با ساز و رقص‌ می‌خوانده‌اند و گاهی‌ صوفیان‌ آنان‌ را برای‌ اجرای‌ مراسم‌ سماع‌ به‌ خانقاه های‌ خود دعوت‌ می‌کرده‌اند این‌ گروه‌ از مطربان‌ تا عصر حاضر نیز باقی‌ مانده‌اند.
بسیاری‌ از اشعار عامیانه‌ را به‌ مناسبت هایی‌ خاص در مواقعی‌ از سال‌ می ‌خوانند. از آن‌ جمله‌ است‌ اشعاری‌ که‌ نوروزی ‌خوانان‌ چند روز پیش‌ از آغاز نوروز در دسته ‌های‌ چهار پنج‌نفری‌ در کوچه‌ها می‌خوانند ترانه ‌هایی‌ که‌ حاجی‌ فیروزها در استقبال‌ نوروز با رقص‌ و آواز در معابر می‌خوانند و ترانه‌های‌ خاص چهارشنبه‌سوری‌ و سیزده‌به‌در و نیز آن چه‌ روستاییان‌ خراسان‌ به‌ نام‌ سرود جشن‌ سده‌ می‌خوانند. در ماه‌ رمضان‌ هم‌ در برخی‌ از ولایات‌ رسم‌ است‌ که‌ جوانان‌ پس‌ از افطار در کوچه‌ها اشعاری‌ عامیانه‌ با صدای‌ بلند سرمی‌دهند. در بعضی‌ شهرها و روستاها مراسمی‌ خاص برای‌ فراخواندن‌ باران‌ متداول‌ بود که‌ با ترانه ‌های‌ عامیانه ی ویژه ی‌ باران ‌خواهی‌ همراه‌ بود .به‌ علاوه‌ شب های‌ جمعه‌ مردم‌ برای‌ حاجت ‌خواهی،‌ مخصوصن دختران ‌برای ‌بخت‌ گشایی‌ و زنان‌ برای‌ محبوب ‌شدن‌ نزد همسران‌ خود، همراه‌ با بعضی‌ آداب‌، شعرهای‌ عامیانه‌ می‌خواندند. امروزه‌ در بوشهر کشاورزان‌ نیز به‌ هنگام‌ وزن‌کردنِ غلات‌ جمله ‌های‌ دعایی‌ موزونی‌ می‌خوانند تا به‌ غلات‌ آنان‌ برکت‌ داده‌ شود
بسیاری‌ از ترانه‌های‌ عامیانه‌ ترانه‌های‌ خاص مراسم‌ ازدواج‌ است‌ که‌ بیش تر بین‌ زنان‌ متداول‌ است‌ و از هنگام‌ خواستگاری‌ تا زفاف‌، گاه‌ گروهی‌ و گاه‌ به‌ تنهایی‌، گاه‌ با ساز و گاه‌ بدون‌ ساز، به‌ آواز می‌خوانند. این‌گونه‌ از ترانه‌ها در برخی‌ از مناطق‌ نام هایی‌ خاص دارد. مثلن در استان‌ فارس‌ آن ها را " واسونَک ‌" و در بوشهر " یزله‌گری ‌" می‌گویند. نمونه‌ای‌ کهن‌ از تصنیف های‌ عروسیِ عهد صفوی‌ نیز در عقایدالنّساء ثبت‌ شده‌ است‌.
برخی‌ از ترانه‌ها هم‌ به‌ مشاغلی‌ خاص مربوط‌ است‌، مانند ترانه ‌های‌ چوپانان‌، گندم‌کاران‌ و جوکاران‌ و قالی‌بافان‌ .در بوشهر مردم‌ به‌ هنگام‌ ساختن‌ آب‌انبار، دسته‌ جمعی‌ اشعاری‌ عامیانه را‌ با آهنگی‌ خاص می‌خوانند .
بخش‌ قابل‌ توجهی‌ از ترانه‌ها و تصنیف های‌ عامیانه‌ اشعاری‌ است‌ که‌ بزرگتران‌ خانواده‌، به‌ویژه‌ مادران‌، برای‌ کودکان‌ می‌خوانند و کودکان‌ نیز آنها را فرا می‌گیرند و تکرار می‌کنند .گاه‌ این‌ ترانه‌ها بیان‌ قصه‌هایی‌ کوتاه‌ و در واقع‌ مَتَل‌ است‌. در گویش‌ سمنانی‌ به‌ آنها " آستونک‌ " می‌گویند. پاره‌ای‌ از این‌ ترانه‌ها نیز لالایی هایی‌ است‌ که‌ مادران‌ برای‌ خواباندن‌ کودکان‌، با آهنگی‌ خاص می‌خوانند و در مناطق‌ گوناگون‌ گه گاه‌ به‌ لهجه‌های‌ محلی‌ است‌ . برخی‌ از ترانه ‌های‌ کودکان‌ هم‌ اشعاری‌ است‌ که‌ آنان‌ در بعضی‌ از بازی های‌ خود می‌خوانند .این‌گونه‌ ترانه‌ها سابقه‌ در گذشته‌های‌ دور دارد، چون آن ‌که‌ نقل‌ است‌ رودکی‌ از آهنگ‌ جمله‌ای‌ مسجّع‌، که‌ کودکی‌ در گردوبازی‌ می‌خواند، وزن‌ قالب‌ رباعی‌ را برساخت‌. گاه‌ این‌ تصانیف‌ در بازی های‌ نمایشی‌ زنانه‌ هم‌ به‌ کار می‌رود، ازجمله‌ بازی‌ نمایشی‌ خاله‌ رو.رو و نیز عموسبزی‌فروش‌ و نیز نمایش‌ عروسِ قریش‌ که‌ زنان‌ در مجالس‌ مولودی‌ اجرا می‌کنند.پاره ‌ای‌ از ادبیات‌ عامیانه‌ هم‌ معماها و چیستان های‌ متداول‌ در بین‌ مردم‌ است‌ که‌ بسیاری‌ از آن ها منظوم‌ یا جمله‌هایی‌ موزون‌ است‌. در برخی‌ از مناطق‌ این‌ چیستان ها نامی‌ خاص دارد، مثلن در سروستان‌ به‌ آنها " فال‌گوشک ‌" می‌گویند. البته‌ معما در ادبیات‌ رسمی‌ مکتوب‌ هم‌ جایگاهی‌ خاص دارد، اما چیستان های‌ عامیانه‌ به‌ زبانی‌ ساده‌تر است‌.
بخشی‌ قابل‌ توجه‌ از ادبیات‌ عامیانه ی‌ ایران‌ ضرب‌المثل هایی‌ است‌ که‌ بر زبان‌ عوام‌ جاری‌ است‌ و بسیاری‌ از آن ها منظوم‌ یا جمله‌هایی‌ آهنگین‌ و مسجّع‌ است‌ . نخستین‌بار یکی‌ از ادبای‌ قرن‌ یازدهم‌ ق. به‌ نام‌ محمّدعلی‌ حبله‌رودی‌، امثال‌ فارسی‌ را در ١۰۴۹ ق.‌ در کتابی‌ به‌ نام‌ مجمع‌الامثال‌ گرد آورد و سپس‌ در١۰۵۴ق.‌ مجموعه‌ای‌ دیگر از امثال‌ را با داستان های‌ امثال‌ و حکایت های‌ مذهبی‌ و اخلاقی‌ در کتاب‌جامع‌التّمثیل‌ یا مجمع‌التّمثیل‌ تألیف‌ کرد.
بخشی‌ عمده‌ از ادبیات‌ عامیانه ایران‌ شامل‌ قصه ‌های‌ کوتاهی‌ است‌ که‌ عامه ی مردم‌ برای‌ یکدیگر و خاصه‌ مادران‌ و مادربزرگان‌ برای‌ کودکان‌ نقل‌ می‌کنند. در گذشته‌، دایه‌ها و خدمتکاران‌ حرمسراها بسیاری‌ از این‌ قصه‌ها را از بر بودند و برای‌ سرگرم‌ کردن‌ کودکان‌ نقل‌ می‌کردند . این‌ قصه ‌های‌ مجهول ‌المؤلّف‌ سینه‌ به‌ سینه‌ از گذشتگان‌ به‌ آیندگان‌ رسیده‌ است‌. قصه‌گویانِ گذشته‌، از نقل‌ آن ها بیش تر تفریح‌ و لذت‌ خود و دیگران‌ را می‌خواستند و برای‌ جذاب‌ترکردن‌ آن ها شاخ‌ و برگ هایی نیز ‌ بر آن ها می‌افزودند .
برخی‌ از قصه‌ها از دیرباز برای‌ سرگرمی‌ پادشاهان‌ فراهم‌ آمده‌ است‌ . کتاب‌ مشهور الف‌ لیلة‌ و لیلة‌ و ترجمه ی فارسی‌ آن‌ با عنوان‌ هزار و یک‌شب‌ یکی‌ از نمونه‌های‌ بسیار کهن‌ این‌گونه‌ کتاب هاست‌ که‌ بیش تر قصه ‌های‌ آن‌ بن‌ مایه ی قصه‌های‌ عامیانه‌ دارد . به‌ استثنای‌ کتاب هایی‌ مانند هزار و یک‌شب‌ ، بیش تر قصه ‌های‌ کوتاه‌ عامیانه‌ را تنها در دوره‌های‌ اخیر گردآوری‌ و مکتوب‌ کرده‌اند. این‌ قصه‌ها ساده‌ و بی‌پیرایه‌ است‌، اما گه گاه‌ برخی‌ از تعبیرات‌ کهن‌ در پاره‌ای‌ از آنها دیده‌ می‌شود. برخی‌ از جمله ‌های‌ قالبی‌ آغاز و انجام‌ آن ها وزن‌ و قافیه‌ دارد .
قصه‌های‌ کوتاه‌ عامیانه‌ را از لحاظ‌ مضمون‌ و محتوا به‌ دو بخش‌ می‌توان‌ تقسیم‌ کرد:
گروهی‌ از آن ها صرفن تخیلی‌ و شرح‌ ماجراجویی ها و خیال پردازی های‌ عجیب‌ و غریب‌ است‌ و بیش تر از سحر و افسون‌ و غول‌ و دیو و پری‌ سخن‌ می ‌گوید.
گروهی‌ دیگر بیش‌ و کم‌ واقع ‌گرایانه‌ و حاکی‌ از ماجراهای‌ عادی‌ زندگی‌ مردم‌، آرزوها و دردهای‌ آن هاست‌. بسیاری‌ از آن ها از تأثیر بخت‌ و سرنوشت‌ در زندگی‌ حکایت‌ دارند .قهرمانان‌ این‌گونه‌ قصه‌ها بیش تر شاهان‌ و شاهزادگان‌، تهیدستان‌ مانند خارکش‌ و پینه‌دوز، و پارسایان‌ و درویشان‌اند. در بسیاری‌ از این‌ قصه‌ها سخن‌ از مکر زنان‌ و یا خیانت‌ آنان‌ به‌ همسرانشان‌ است‌ .گاهی‌ شخصیت های‌ تاریخی‌ مانند سلطان‌ محمود غزنوی‌ یا شاه‌عبّاس‌ صفوی‌ که‌ با لباس‌ مبدل‌ به‌ میان‌ مردم‌ می‌روند در این‌ قصه‌ها حضور دارند. در برخی‌ از آن ها پندهای‌ حکیمانه‌ نهفته‌ است‌ تا کودکان‌ از شنیدن‌ آن ها راه‌ و رسم‌ زندگی‌ را بیاموزند .پاره‌ای‌ از این‌ قصه ‌ها نیز مضمون‌ طنز دارد و در واقع‌ لطیفه‌ است‌؛ از جمله‌ قصه ‌هایی‌ که‌ قهرمانان‌ آن ها بهلول‌ و ملاّ.نصرالدّین‌ اند. قصه‌های‌ کوتاه‌ عامیانه‌ که‌ گاه‌ آن ها را " وسَنه " نیز می‌نامند در مناطق‌ گوناگون‌ با لهجه‌های‌ عامیانه ی محلی‌ آمیخته‌ است‌ . پاره‌ای‌ دیگر از قصه‌های‌ عامیانه ی‌ فارسی‌ قصه‌های‌ بلندی‌ است‌ که‌ نقالان‌ و قصه‌گویان‌ دوره‌گرد آن ها را ساخته‌اند. این‌ گروه‌ از افسانه‌پردازان‌ در کوچه‌ و بازار معرکه‌ می‌گرفتند و هر روز بخشی‌ از قصه ی‌ خود را نقل‌ می‌کردند و روز دیگر مردم‌ دوباره‌ در معرکه ی‌ آنان‌ حاضر می‌شدند تا دنباله ی‌ قصه ی‌ روز گذشته‌ را بشنوند . در دوره ی‌ قاجار بسیاری‌ از آنان‌ پیرو یکی‌ از طریقه‌های‌ درویشی‌ به‌ نام‌ طریقه ی‌ عجم‌ بودند. از عهد صفوی‌ به‌ بعد، پاتوق‌ این‌ گروه‌ از معرکه‌گیران‌ قهوه‌خانه‌ها شد. برخلاف‌ قصه ‌های‌ کوتاه‌ عامیانه‌، که‌ تا دوره‌های‌ اخیر بیش تر روایت های‌ شفاهی‌ داشته‌، از دیرباز قصه‌های‌ بلند نقالان‌ از صورت‌ شفاهی‌ به‌ صورت‌ مکتوب‌ در آمده‌ است‌. در مجالس‌ نقالی‌ کاتبانی‌ حاضر می‌شدند و عین‌ گفته ‌های‌ نقال‌ را تند می ‌نوشتند. بسیاری‌ از نسخه‌های‌ خطی‌ قصه‌های‌ نقالان‌ به‌ این‌ گونه‌ فراهم‌ آمده‌ است‌، اما نسخه‌های‌ خطی‌ یک‌ قصه‌ نقالی‌، اگرچه‌ مضمون‌ و محتوای‌ آن ها یکسان‌ است‌، کم تر مطابق‌ یکدیگر است‌؛ زیرا نقالان‌ گوناگون‌ در مناطق‌ متفاوت‌ ضمن‌ نقل‌ یک‌ قصه‌ به‌ سلیقه ی‌ خود چیزهایی‌ بر آن‌ می‌افزودند و چیزهایی‌ از آن‌ می‌کاستند.
بیش تر قصه‌های‌ عامیانه ی‌ نقالان‌ از دوره ی‌ صفوی‌ به‌ بعد ساخته‌ شده‌ است‌، اما در میان‌ کهن‌ترین‌ و اساسی‌ترین‌ آن ها، که‌ پیش‌ از دوره ی‌ صفوی‌ نوشته‌ شده‌ است‌، باید از پنج‌ کتاب‌، یعنی‌ سمک‌ عیّار ، اسکندرنامه‌ ، داراب ‌نامه‌ ، فیروزشاه ‌نامه‌ و قصه ی حمزه‌ نام‌ برد، این‌ قصه‌ها اگرچه‌ به‌ نثر است‌، بیش‌ و کم‌ صبغه ی ( رنگ و بو ی آ. ا. &nbspحماسی‌ دارد و برخی‌ از محققان‌ آن ها را در برابر حماسه‌های‌ سنتی‌ طبقه ی اشراف‌، حماسه‌های‌ عامیانه‌ دانسته ‌اند. با این‌ همه‌، قهرمانان‌ اصلی‌ بیش تر این‌ قصه‌ها مانند اسکندرنامه‌، داراب‌نامه‌ و فیروزشاه‌نامه‌ شاهان‌ و شاهزادگان‌اند. قهرمان‌ اول‌ قصه ی‌ حمزه‌ نیز فردی‌ از طبقه ی اشراف‌ و بزرگزادگان‌ است‌، اما در سمک‌ عیّار قهرمان‌ اصلیِ قصه‌ عیّاری‌ از طبقه ی عامه‌ است‌. زن‌ در این‌ قصه‌ها اهمیتی‌ ویژه‌ دارد و در بیش تر آن ها طرح‌ اصلی، عشقِ قهرمانِ قصه‌ به‌ یک‌ زن‌ است‌ . در برخی‌ از این‌ قصه‌ها هم‌ واقعیت های‌ تاریخی‌ به‌ افسانه‌ درآمیخته‌ است‌، از جمله‌ قصه ی‌ حسین‌ کُرد شبستری‌ که‌ زمان‌ ماجراهای‌ قصه،‌ دوران‌ فرمانروایی‌ شاه‌عباس‌ اول‌ است‌ و از کشمکش های‌ ایرانیان‌ و ازبکان‌ آمیخته‌ با بن‌مایه‌های‌ قصه‌های‌ نقالان‌ مانند شیرین‌کاری های‌ عیاران‌ سخن‌ می‌گوید، به‌علاوه‌ برخی‌ از کتاب های‌ مَقْتَل‌ (=درباب‌ واقعه ی‌ کربلا) که‌ در دوره ی قاجار نوشته‌ شده‌ است‌، ازجمله‌ طریق‌ البکاء نوشته ی‌ محمدحسین‌ شهرابی‌، به‌ قصه‌های‌ عامیانه‌ درآمیخته‌ است‌، و از این‌رو باید آن ها را بخشی‌ از ادبیات‌ عامیانه ی ایران‌ محسوب‌ داشت‌.
بسیاری‌ از فتوّت‌نامه‌ها ( داستان های جوانمردان آ. ا. )، خاصه‌ رساله‌هایی‌ را که‌ اصناف‌ پیشه‌ور نوشته‌اند، از ادبیات‌ عامیانه ی ایران‌ باید شمرد. این‌ دست‌ از رساله‌ها که‌ بیش تر به‌ صورت‌ پرسش‌ و پاسخ‌ است‌، آداب‌ و رسوم‌ و افسانه‌های‌ طبقه ی‌ پیشه‌ور اعصار گذشته‌ را تبیین‌ می‌کند و مطالب‌ آن ها شفاهن بین‌ جوانمردان‌ اصناف‌ بازگو می‌شده‌ است‌. همچنین‌ رساله‌های‌ درویشان‌ خاکسار عهد قاجار که‌ شرح‌ اعتقادات‌ و افسانه‌های‌ خاکساران‌ است‌.
بعضی‌ از آثار ادب‌ عامیانه‌ مأخوذ از ادبیات‌ رسمی‌ و سنتی‌ است‌، مانند آن چه‌ نقالان‌ به‌ زبان‌ عامیانه‌ و با تعبیرات‌ خاص خود از داستان های‌ شاهنامه‌ و آثار حماسی‌ دیگر نظیر گرشاسب‌نامه‌ و سام‌نامه‌ نقل‌ کرده‌اند و سپس‌ روایت‌ شفاهی‌ آنان‌ باز به‌ صورت‌ مکتوب‌ درآمده‌ است‌ و آن ها را اصطلاحن " طومار " نامیده‌اند، همچنین‌ برخی‌ از قصه ‌های‌ کوتاه‌ عامیانه‌ که‌ بر زبان‌ مردم‌ ایران‌ و تاجیکستان‌ جاری‌ و در اصل‌ مأخوذ از مثنوی‌ معنوی‌ است‌ . از سوی‌ دیگر قصه ‌های‌ عامیانه‌ نیز گاه‌ در قالب‌ تمثیلات‌ در ادبیات‌ عرفانی‌ فارسی‌ وارد شده‌ است‌ و همچنین‌ بسیاری‌ از شاهکارهای‌ ادب‌ فارسی‌ به‌گونه ‌ای‌ سرشار از اشارات‌ به‌ فرهنگ‌ و اعتقادات‌ و آداب‌ و رسوم‌ عوام‌ است‌، از جمله‌ تاریخ‌ بیهقی‌ ، ویس‌ و رامین‌ فخرالدّین‌ اسعد گرکانی‌، دیوان‌ خاقانی‌ و لطایف‌ عبید زاکانی‌ .
در دوره ی قاجار نویسندگانی‌ مانند میرزاحبیب‌ اصفهانی‌ در ترجمه ی‌ سرگذشت‌ حاجی‌ بابا ، اثر جیمز موریه‌، و علی‌اکبر دهخدا در سلسله‌ مقاله‌ های‌ چرند و پرند در روزنامه ی‌ صور اسرافیل‌ ، به‌ فرهنگ‌ مردم‌ و زبان‌ عامیانه‌ توجهی‌ خاص مبذول‌ داشتند. درپی‌ آنان‌، نویسندگان‌ معاصر در داستان های‌ خود اقبال‌ فراوان‌ به‌ ادبیات‌ عامیانه‌ نشان‌ دادند. محمدعلی‌ جمال‌زاده‌ در داستان هایش‌ توجهی‌ خاص به‌ ضرب‌المثل ها و اصطلاحات‌ و تعبیرات‌ عامیانه‌ دارد و در برخی‌ از آن ها مانند داستان‌ " دوستی‌ خاله‌خرسه‌ " به‌ طرح‌ و عناوین‌ قصه ‌های‌ کوتاه‌ عامیانه‌ نظر دارد. صادق‌ هدایت‌ نیز در طرح‌ برخی‌ از داستان هایش‌ به‌ فرهنگ‌ عامیانه‌ توجه‌ دارد، از جمله‌ در کتاب‌ کم‌حجم‌ وغ‌وغ‌ ساهاب‌ ، که‌ به‌ همکاری‌ دوستش‌، مسعود فرزاد نوشت‌. صادق‌ چوبک‌ در داستان هایش‌ بیش‌ از دیگران‌ به‌ زندگی‌ طبقه ی‌ عامه‌ توجه‌ دارد. او زبان‌ محاوره ی عامیانه‌ را به‌ کار برده‌ و عنوان‌ داستان‌ سنگ‌ صبور را از قصه‌های‌ عامیانه‌ وام‌ گرفته‌ است‌. همچنین‌ است‌ جلال‌ آل‌احمد که‌ در داستان هایش‌ به‌ قالب‌ قصه‌های‌ عامیانه‌ و زبان‌ عامیانه‌ توجهی‌ خاص دارد و نیز صبحی‌ مهتدی‌ که‌ به‌ سبک‌ قصه‌های‌ عامیانه‌ داستان‌ حاجی‌ ملاّ زلفعلی‌ را نوشت‌ و همچنین‌ غلامحسین‌ ساعدی‌ در داستان ها و نمایشنامه‌هایش‌ و صمد بهرنگی‌ در داستان هایش‌ برای‌ کودکان‌ و نوجوانان‌.
در عهد قاجار برخی‌ از شاعران‌ مانند اشرف‌الدّین‌ حسینی‌ ، صاحب‌ روزنامه ی‌ نسیم‌ شمال‌ ، فرهنگ‌ و زبان‌ عامه‌ را در شعرهای‌ خود منعکس‌ کردند. شعر دوره ی‌ معاصر ایران‌ نیز بیش‌ و کم‌ از ادبیات‌ عامیانه‌ متأثر است‌، از جمله‌ احمد شاملو با شعر " پریا " به‌ قصه‌های‌ کوتاه‌ عامیانه‌ و نیز زبان‌ عوام‌ توجهی‌ خاص نشان‌ داده‌ است‌. در میان‌ شاعران‌ معاصر اخوان‌ ثالث‌ بیش‌ از دیگران‌ برای‌ بارورتر کردن‌ اشعارش‌ از ادبیات‌ عامیانه‌ بهره‌ جسته‌ است‌. او گذشته‌ از آن که‌ در شعر " سر کوه‌ بلند " به‌ ترانه‌های‌ عامیانه‌ نظر دارد، در شعرهایی‌ مانند "چاووشی‌" و "قصّة‌ شهر سنگستان‌" از بن‌مایه‌های‌ قصّه‌های‌ عامیانه‌ بهره‌ برده‌ است‌ و در " خوان‌ هشتم‌ و آدمک ‌" ماجرای‌ یک‌ مجلس‌ نقالی‌ را با همان‌ لحن‌ حماسی‌ نقالان‌ شرح‌ می‌دهد.
ایرانیان‌ تحقیق‌ و مطالعه ی جدی‌ درباره ی‌ ادبیات‌ عامیانه‌ را همراه‌ با توجه‌ به‌ فرهنگ‌ عامه‌، از غربیان‌ آموختند، هر چند که‌ در گذشته‌ برخی‌ از ادبا و عالمان‌ ایرانی‌ آثاری‌ حاکی‌ از فرهنگ‌ عامه‌ پدید آورده‌ بودند، مانند دیوان‌ البسه ی‌ نظام‌الدین‌ محمود قاری‌ ( متوفی‌ ۸۶۶ ق. ‌)، دیوان‌ کنزالاشتهاءِ بسحاق‌ اطعمه‌ (متوفّی‌ ۸٣۰ ق. ‌) و عقایدالنّساء یا کلثوم ‌ننه‌ ، منسوب‌ به‌ آقاجمال‌ خوانساری‌ ، از علمای‌ عهد صفوی‌.
کلوستون‌ از نخستین‌ خاورشناسانی‌ بود که‌ به‌ بررسی‌ قصه‌های‌ عامیانه ی فارسی‌ پرداخت‌ و در سال ١۸۸۹م.‌ کتابی‌ در این‌ باره‌ منتشر کرد. پس‌ از او هانری‌ ماسه‌ ، یان‌ ریپکا ، آرتور کریستنسن‌ و الول‌ ساتن‌ به‌ قصه‌های‌ عامیانه ی‌ ایران‌ توجهی‌ خاص داشتند و درباره ی‌ آن ها آثاری‌ منتشر کردند.
در ایران‌ علی‌اکبر دهخدا که‌ از جوانی‌ توجهی‌ خاص به‌ فرهنگ‌ و ادب‌ عامه‌ داشت‌، در تألیف‌ امثال‌ و حکم‌ و نیز لغت‌نامه‌ به‌ معرفی‌ زبان‌ و ادب‌ عامه‌ پرداخت‌. از دهه ی‌ دوم‌ ١٣۰۰ ش‌. نخستین‌ آثار ادب‌ عامیانه‌ در ایران‌ به‌ چاپ‌ رسید. محمدعلی‌ فروغی‌ (متوفی‌ ١٣۲١ ش. ‌)، از طریق‌ فرهنگستان‌ اول‌ و وزارت‌ معارف‌ وقت‌، به‌ جمع‌آوری‌ فرهنگ‌ و ادبیات‌ مردمی‌ روی‌ آورد. هم‌زمان‌ با آن‌، صادق‌ هدایت‌ (متوفی‌ ١٣٣۰ ش‌. ) با دو کتاب‌ اوسانه‌ در ١٣١۰ ش.‌ و نیرنگستان‌ در ١٣١۲ ش. ‌ بخشی‌ عمده‌ از ترانه‌ها و متل ها و قصه‌های‌ عامیانه‌ را با دقت‌ و روش‌ عالمانه‌ گرد آورد. حسین‌ کوهی‌ کرمانی‌ به‌ درخواست‌ و تشویق‌ محمدعلی‌ فروغی‌ هفتصد ترانه‌ از ترانه‌های‌ روستایی‌ ایران‌ را در١٣١۷ ش.‌ و پیش‌ از آن‌ چهارده‌ افسانه ی روستایی‌ را منتشر . کرد. . پس‌ از شهریور ١٣۲۰ ش. فضل‌الله صبحی‌ مهتدی‌ (متوفی‌ ١٣۴١ ش. ‌)، که‌ در رادیو قصه‌های‌ کودکان‌ نقل‌ می‌کرد، قصه‌های‌ مردمی‌ را گرد آورد. پیش‌ از او امیرقلی‌ امینی‌ (متوفی‌ ١٣۵۷ ش. ‌) به‌ امثال‌ فارسی‌ پرداخته‌ و در ١٣٣۹ ش. هزار و یک‌ سخن‌ را در چاپخانه ی‌ کاویانی‌ برلین‌ به‌ طبع‌ رسانده‌ بود و در ١٣۲۴ ش. داستانهای‌ امثال‌ و در ١٣٣۹ ش. سی‌ افسانه‌ از افسانه ‌های‌ محلی‌ اصفهان‌ را چاپ‌ کرد . سیدابوالقاسم‌ انجوی‌ شیرازی‌ (متوفی‌ ١٣۷۲ ش. ‌) که‌ تحت‌ تأثیر هدایت‌ به‌ گردآوری‌ فرهنگ‌ عوام‌ علاقه ‌مند بود، به‌ یاری‌ مردم‌ مناطق‌ گوناگون‌ ایران‌، آثار ارزنده ‌ای‌ از ادبیات‌ عامه‌ را به‌ چاپ‌ رسانید، از جمله‌ قصه‌های‌ کوتاه‌ عامیانه‌ را با دقت‌ و رعایت‌ امانت‌، با نام های‌ گویندگان‌ آن ها، در سه‌ مجلد قصه‌های‌ ایرانی‌ (تهران‌، ١٣۵۲ ش. ‌) و نیز مردم‌ و شاهنامه‌ (تهران‌، ١٣۵۴ ش. ‌) و مردم‌ و فردوسی‌ (١٣۵۵ ش. ‌) و همچنین‌ مثل ها و داستان های‌ امثال‌ را در تمثیل‌ و مثل‌ (تهران‌، ١٣۵۲ ش. ‌) منتشر کرد. صمد بهرنگی‌ و بهروز دهقانی‌ نیز افسانه‌های‌ آذربایجان‌ (تبریز، ١٣۴۴ ش. ‌) را به‌ چاپ‌ رساندند. ابراهیم‌ شکورزاده‌ در کتاب‌ عقاید و رسوم‌ عامه ی مردم‌ خراسان‌ (تهران‌، ١٣۴۶ ش. ‌) ترانه‌ها و قصه‌های‌ عامیانه ی‌ خراسان‌ و صادق‌ همایونی‌ در فرهنگ‌ مردم‌ سروستان‌ (تهران‌، ١٣۴۸ ش. ‌) چیستان ها و ترانه‌ها و قصه‌های‌ مردم‌ سروستان‌ و محمد احمدپناهی‌ سمنانی‌ در آداب‌ و رسوم‌ مردم‌ سمنان‌ (تهران‌، ١٣۷۴ ش. ‌) ترانه‌ها و افسانه‌های‌ مردم‌ سمنان‌ را منتشر کردند.
در کنار گردآوری‌ ادبیات‌ شفاهی‌ مناطق‌ گوناگون‌ ایران‌، که‌ دانشمندان‌ بومی‌ آن‌ مناطق‌ به‌ آن‌ پرداخته‌اند، برخی‌ از محققان‌ و استادان‌ ادبیات‌ دانشگاه‌ تهران‌ نیز قصه‌های‌ مکتوب‌ عامیانه‌ را، که‌ آثار نقالان‌ قرون‌ گذشته‌ است‌، با تصحیح‌ انتقادی‌ به‌ چاپ‌ رساندند. از آن‌ جمله‌ است‌: سمک‌ عیّار به‌ کوشش‌ پرویز ناتل‌ خانلری‌ ، داراب‌نامه ی‌ طرسوسی‌ به‌ کوشش‌ ذبیح‌الله صفا (تهران‌، ١٣٣۴ ش. ‌)؛ داراب‌نامه ی بیغمی‌ ، یا همان‌ فیروزشاه‌نامه‌ ، به‌ کوشش‌ ذبیح‌الله صفا (تهران‌، ١٣۴١ـ١٣٣۹ ش. ‌)؛ اسکندرنامه‌ به‌ کوشش‌ ایرج‌ افشار (تهران‌، ١٣۴٣ ش.‌) و امیرارسلان‌ به‌ کوشش‌ محمدجعفر محجوب‌ (تهران‌، ١٣۴۰ ش.‌). در میان‌ استادان‌ ادبیات‌، محجوب‌ بیش‌ از دیگران‌ به‌ ادبیات‌ عامی

/ 1 نظر / 143 بازدید
fadayerahbar

سلام، مگر ساواکی ها، ببخشید منظورم سپاه و نیروی قدس بود، در عربستان هم مقاطعه کار هستند که می‌خواستند این عرب رو در آمریکا بکشند. فکر می‌کنم تو ایران همه شرکتهرا خریده باشند و چون جا تنگ شده رفتند تو عربستان هم شلوغ کنند تا قرارداد ببندند. چند سال پیش موقع افتتاح فرودگاه اینها باند را اشغال کردند و زوری قرارداد گرفتند. همه چیز پول هست. چون دزدها زیاد شدند منظورم احمدی‌نژاد و دار و دستش، سپاه باید در خارج سفیر عربستان را بکشه تا قرارداد بگیره. واقعا که کشورمون پیشرفت کرده. یا صاحب الزمان با نام تو اینها جنایت کردند و اسمش را اسلام گذاشتند. امام خمینی وقتی‌ فوت کردند یک قران نداشتند شرم بر شما.