اشو زرتشت و گات ها

زرتشت و گات ها
آریاییان زندگیشان را به گله دارى مى گذراندند و خود به دو دسته تقسیم مى شدند، تعدادى از آنان که در جلگه هاى وسیع ، زندگى مى کردند استعداد و انعطاف بیش ترى در پذیرش تمدن تازه داشته و دیگران که صاحب زمین هاى ناهموار بودند به همان زندگى چادرنشینى و شکار قناعت کردند. اینان به خدایان قدیمى طبیعت ، مانند دیوها و دوهاى هندیان ، اعتقاد داشتند.
زرتشت در گات ها از مریدان این خدایان به نام هاى فرفسترهیزوا که معنى آن افعى زبانان مى باشد (یسناى 33 بند 6) نام برده است . بیش ترین سطور گات ها اختصاص به مبارزه با طرفداران دیوان یا بهتر بگوئیم مبارزه با معتقدان قدیم و طبیعت پرست داشته است ؛ به عبارت دیگر، گات ها، تاریخى است انباشته از برخورد با دیوپرستان .
زرتشت مى کوشید که با فلسفه اجتماعى خود که فلسفه ى پیشرو بود، آریاییان را از زندگى چادرنشینى و شکارورزى بازداشته ، آنان را به زندگى در شهرها، کشاورزى و تمدن شهرى آشنا کند، و براى اتحاد آنان تک خدایى را جانشین خدایان متعدد و طبیعت پرستى نماید.
بارتولومه مى نویسد: نو آورى زرتشت این است که بجاى خدایان متعددى که وجود داشت ، یک خداى دانا یا اهورمزدا را جانشین ساخت .
اغلب محققین دیگر که پیام زرتشت را به دقت بررسى کرده اند دریافته اند که در گات ها فقط یک خداوند و آفریدگار وجود دارد و زرتشت پیام آور یک توصیه خالص است . دیوهاى گات ها موجوداتى آسمانى نبوده و بر روى همین زمین زندگى مى کردند. این دیوان که زرتشت از آن ها به نام هاى بتدوا، کرپان ها، کاوى ها، کرنما و دیوسیجها نام مى برد مخالفین فلسفه زرتشت و خواهان شیوه زندگى قدیمى خود یعنى چادرنشینى و شکارورزى بوده اند. در حقیقت گات ها تصویریست از جامعه ى بسیار کهن که مرحله انتقالى جامعه شبانى به جامعه کشاورزى است .
دیاکونوف ، نهضت دینى شرق ایران را که در گات ها منعکس شده است ، نهضتى دموکرات مى داند. در گات ها نامى از طبقات و اصناف مختلف نیست ؛ زیرا در آن عصر هر کس مى توانسته هم کشاورز، هم چوپان و هم جنگجو باشد.
روابط و مناسبات ارضى گات ها بیانگر ارتباط خانه ، کشتزار، ایالت ، یا: خانه ، ده ، و ایالت است . زرتشت پیوسته در تلاش براى حفظ این نظام در برابر چادرنشینان بود چنان که در (وهوخشترگات یسنا 5 بند 14) فریاد برمى دارد: کرپانان نمى خواهند که در مقابل قانون زراعت سر اطاعت فرود آورند و یا در (یسنا 31 بند9) در ستایش کشاورزى مى گوید: از آن تو بود آرتنى ها، از آن تو بود نیروى آفریننده ستوران و فردى روشن که ستور را آزاد گذاشته تا خویش نزد برزیگر و غیر برزیگر اختیار کند و گاه در دفاع از شهر و زندگى شهرى و کشاورزى ، با اهورامزدا سخن مى گوید (و در یسنا 31 بند 16) مى گوید از تو مى پرسم اگر دانائى (زرتشت ) را به واسطه راستى آرزوى برترى بخشیدن به مال و شهرت بوده است و اگر مى خواهد که مثل تو بشود، اى مزدااهورا، کى بدان رسد و چگونه باید رفتار کند؟
در همین باب در (یسنا 45 بند9) مى گوید بشود که مزدااهورا از قدرت ، خویش را بکشت و کار یارى کند تا آن که بستوران و برزیگران نمو و ترقى دهیم بنظر مى رسد که گاهى دیوان انسان نما - طرفداران چادرنشینى - بر زرتشت و یاران او پیروز مى شدند، زیرا در (اشتودگات یسنا 46 بند 1) گوید: به کدام خاک روى آورم ، به کجا رفته پناه جویم و در ادامه شکوه مى گوید: چگونه ترا خشنود توانم ساخت اى مزدا.
کشور دلخواه زرتشت و حکومت دلخواه او کشور و حکومتى است که آسایش مردمان در آن فراهم باشد چنان که (آبان یشت - کرده سى ام بند 120) مى گوید: اى ، اردیسور آناهیتا و اى نیک ، اى توانا، اینک از تو خواستارم این کامیابیم که با ارج فراوان به شهریارى بزرگى دست یابیم که در آن خوراک بسیار ساخته مى شود و بهره و بخش هر کس بسیار است .
نهضت زرتشت ، نهضتى اجتماعى بود که پایه هایش را بر یکتاپرستى (اهورامزدا) قرار داده است تا همانطور که ذکر شد اتحاد ایرانیان را تامین کند. در گات ها دویست بار به کلمه مزدا برمى خوریم ، اهورامزدا قدرتى یکتا و آسمانى ، توصیف شده است که مانع طرفداران و پیروان راستى و زندگى شهرى و کشاورزى ، و خصم چادرنشینان و خدایان آنان است . اهورامزدا خداى بخشایش و آمرزش و ترحم و شفاعت است و نه خداى جبر و قهر و مکر و خشم ، بلکه خداى پاکى ، راستى ، مردانگى ، راستگویى و پیمان شناسى است و یاران و آفریدگان وى نیز باید چنین باشند. اهورامزدا خواست و اراده خود را برتر از همگان نمى داند، بلکه با امشاسبندان و ایزدان و فروهرها، آدمیان را در کار آفرینش و پیکار، با اهریمن به یارى مى خواند و در این پیکار فرقى میان میان زن و مرد نیست به آناهیتا همان اندازه ارج مى گذارد که به مهر.
در سراسر گات ها موجودى به نام اهریمن وجود ندارد. کلمه اهریمن اولین بار در زمان ساسانیان و در زمان نگارش دوباره اوستا و تفسیر آن (زند) و (پازند) در مقابل اهورامزدا قرار گرفت . در گات ها انسان آزاد آفریده شده و اوست که به اختیار سرنوشت خود را شکل مى دهد. حتى پیروان دروغ نیز آزادانه راه خود را انتخاب مى کنند. در یسنا (5/30) تاکید مى کند که مزدا را نیز باید برگزید و داوطلبانه و به اختیار از او اطاعت کرد. در یسنا (2/52) و یشتاسب و دو عضو خانواده هوکره ، دختر و داماد زرتشت باید به اختیار و با میل اطاعت و پرستش اهورا را بپذیرند.
پروفسور گیگر، انتخاب آزاد را جالب ترین اصول زرتشت مى داند.
در سه بند گات ها (9/31) آمده است از آن توست خرد مینوى جهان آفرین تو به بندگان خویش نیروى اختیار راه نیک و بد، بخشودى تا این که راهى برگزینند که راهنما به آن گرویده و یا رهبر غیرواقعى شان داده است .
آن چه اصل و هدف واقعى زرتشت است ، بسط راستى و راست کردارى و پرهیز از ریا و دروغ و فریب است .

نقل از:http://forum.niksalehi.com

/ 0 نظر / 19 بازدید