تقسیم بندی و جغرافیای درون کشوری در اوستا و گاتها

قسیم بندی و جغرافیای درون کشوری در اوستا و گاتها چاپ ارسال به دوست راشین جهانگیری    ۰۲ اسفند ۱۳۸۹

Image

در بخش پیشین از مجموعه نوشتارهای یشتها، بند شانزدهم، که آخرین بند از کردهء چهارم مهریشت می باشد، مورد ارزیابی قرار گرفت که بیشترین گفتگو در این بند، به داده های ایزد مهر به پیروان راستینش اختصاص یافته بود. کسانی که برای سپاسگزاری از ایزد مهر، آیین های مذهبی را درست انجام داده و بویژه مراسم نیایش را با فراهم آوردن زَور(آب تقدیس شده توسط زوت)همراه سازند،

شهریاری و پیروزی و فَر را از دستان پرتوان مهرایزد دریافت می دارند. در ادامه تمرکز نوشتار، به بررسی بیشتر و درستِ فَر و انواع آن قرار داشت. در این بخش می خواهیم، بند نخست از کردهء پنجم، یعنی بند هفدهم را که از نظر مفهومی به بند پس از آن (بند هجدهم) بسیار نزدیک می باشد، مورد ارزیابی بیشتر قرار دهیم:

کرده پنجم بند 17                                                                         

«مهر را می ستاییم (کسی) که دارای دشت های پهن است (کسی) که از کلام راستین آگاه است. زبان آوری که دارای هزار گوش است...  کسی که هیچ کس به او دروغ نتواند گفت نه بزرگ خانواده نه بزرگ ده، نه رئیس ناحیه، و نه شهریار ایالت.»

همانطور که می بینید، دو سطر نخست این بند همان پیش گفتار مشهوری است که در بسیاری از شانزده بند پیشین مهریشت نیز به آن برخوردیم. پیش گفتاری که دربرداندهء توصیف همیشگی ایزد مهر است. توصیفی که دربارهء قدرت مالکیت، میزان آگاهی، قدرت بیان و شنیداری(مِینَوی)این ایزد بزرگ می باشد.

اما در ادامه چنین بیان می شود که این قدرت شنیداری بالا، گونه ای از قوهء شنیداری مِینَوی است که حس گر آن، به نوع کلام، از نظر درستی و نادرستی(راست و دروغ)و برابری با راستی(اشا) یا تضاد با آن(دروج)حساس است.

این درجهء حساسیت به اندازه ای بالاست که طبق گفتهء نوشتار، هیچ کس یارای فریفتن این ایزد را ندارد و هیچ کس، از هر رتبه و جایگاه کشوری و مملکتی، نمی تواند به او دروغ گفته و او را بفریبد.

در گاتها این ویژگی، از آنِ اهورامزدا است و به نظر می رسد که این بند هم، از گاتهای اشوزرتشت تاثیر پذیرفته باشد و می توان آن را به نوعی، آرایهء تلمیح یا اشاره در نظر گرفت.

در این بند به درجات جغرافیایی درون مملکتی و تا حدودی سیاسی- اجتماعی که در دوران سرایش یشتها و بسیار پیش از آن(در گاتها هم به این تقسیم بندی ها اشاره شده است) در میان ایرانیان باستان، دسته بندی و تفکیک و شناخته شده بود، اشاره شده است.

نِمانو پَئیتی((Nmānō- paiti یا بزرگ خانواده که در پهلوی «مان پت» نامیده شده و امروزه بخش نخست این ترکیب، در زبان فارسی به معنای خانه باقی مانده است. چنانکه اسدی توسی در بیت شعری می گوید:

چوآمد برِ مَهمَن و مانِ خویش       بِبُردَش بصدلا به مهمان خویش

بخش دوم ترکیب، یعنی پئیتی یا پت، به معنی صاحب و سرور است و در واژگان دیگری مانند موبد و سپهبد و هیربد و مانند آن ها باقی مانده است.

بزرگِ دِه یا به زبان امروزی، دهخدا، معادل واژهء اوستایی (vīsō- paiti)است که دراین بند مهریشت هم بکاررفته است.

زَنتوپَئیتیZaňtu-paiti))که در پهلوی به صورت«زَنتَ پَت» بیان شده است، به معنی رئیس ناحیه است(معادل امروزی جغرافیایی آن احتمالأ شهر است). زند در پهلوی به جای واژهء زنتو اوستایی می باشد.استاد پورداوود می گوید که نام خانوادگی کریم خان زند که بنیان گذار سلسلهء زندیه است، بی شک از زنتو اوستایی و زند پهلوی است و کریم خان، برخلاف نادرشاه افشار و آقامحمدخان قاجار که هر دو ترک نژاد بوده و پیش و پس از او به پادشاهی رسیدند، ایرانی نژاد بوده و نام خانوادگی او هم نشأت گرفته از این امر است که مناسبتی با واژگان تُرکی ندارد.

باید توجه داشت که این واژهء زند به معنای ناحیه یا شهر را نباید با واژهء زند اوستا که در پهلوی به معنی تفسیر اوستاست، اشتباه گرفت. واژهء زند در معنای تفسیر اوستا، از کلمهء اوستایی آزَئینتی(  āzaiňti) آمده است.

دَئینگهو پَئیتی(daiƞhu- paiti)، که در پهلوی دِه پَت یا دَهوپَت است، به معنای شهریار و مرزبان ایالت است. در دوران هخامنشیان، در سر هر یک از دَهیو (در اوستا دَخیو)، یک خشَترَپاوَن(  khšathrapāvan یا ساتراپ) می گماردند. چنانکه استاد پورداوود می نویسد، داریوش در کتیبهء بیستون پدر خود، گشتاسب، را به نام خشَترَپاوَن یا ساتراپ دو ایالت بزرگ پارت(پارتوَ) و گرگان(ورکانَ) می خواند. در گاتها در هات 51 بند 16 نیز، اشوزرتشت، ویشتاسپ یا گشتاسب را با پیشوند خاندانی کِی، و با وصف شهریار یا خشَثرا، معرفی می کند که با شهریاری(خشَثرا) آیین مغان را پذیرفته است.

به هر حال این واژه همان واژه ای است که ما امروزه در معنای دِه یا دیِه(در فارسی کهن)می شناسیم اما به نظر می رسد که از نظر جغرافیای درون مملکتی، معادل «ایالت و یا حتی معادل کشور» در زبان امروز باشد.

نظامی عروضی در کتاب چهار مقالهء خود، در توصیف حماسه سرای بزرگ ایران، فردوسی، چنین می نویسد:

« ابوالقاسم فروسی از دهاقین توس بود از دیهی که آن دیه را باژ یا باز ، خوانند.»

این نشان از آن دارد که در زبان فارسی امروز، از بزرگی جغرافیایی واژهء دخیو یا دهیو(دیه یا ده) کاسته شده و آن را به جای «ویس» اوستایی و  vicus لاتین بکار می بریم.

در بخش های اوستای «گاه های نیایش» و همچنین در متن اوستای «سروش واژ» که مربوط به اوستای روزانه می باشند، دربارهء این تقسیم بندی چنین آمده است:

به عنوان نمونه در گاه هاون چنین می خوانیم؛سپاس و خشنودی و آفرین (باد) به هاونی مقدس و سرور پاکی،سپاس و خشنودی و آفرین (باد) به ساونگهی و ویسیِهِ پاک.

که گاه «هاوَن» از برآمدن خودشید تا نیمروز و مِینویِ نگاهبان این وقت و گاه نیز «هاوَنِی» نامیده می شود و همیار و همکار او، مِینوی ساونگهی است که برای افزایش چهارپایان بزرگ گماشته شده و دیگری ویسیِه یا نگاهبانِ مِینَوی دِه است.

گاه «رَپیتوَن» که از نیمروز تا پسین است، دارای نگاهبانی است با همین نام و همیاران او نگاهبانان مِینَوی هستند با نامهای «فرادَت فشَوِ» و «زَنتوم» که اولی به افزودن چهارپایان خُرد گماشته شده و دیگری نگهبان ناحیه(شهر) است.

گاه «اُزیرَن» که از پسین(رپیتون) تا سرشب(شامگاه)ادامه داشته و «اوزَیِئیرین» نگهبان این گاه و همکاران او «فرادَت ویرَ» و «دَخیومَ» می باشند که اولی، نگهبان مِینَوی است که به افزایش انسان می پردازد و دیگری نگهبان ایالت یا مملکت یا کشور، در معنای امروزی خود، می باشد.

گاه «اَئیوی سروترِم» که از سر شب تا نیمه شب ادامه دارد، دارای نگهبانی است به همین نام و همکاران او،  «فرادَت ویسِم هوجیائیتِ» که نگهبان رویش رستنی هاست و دیگری،«زَرَثوشترُتِمایی» است و نگهبان مرکز روحانی زرتشتوم یعنی نگهبان روحانیان دین زرتشتی می باشد.

 اما گاه پایانی یا «اُشَهین» که از نیمه شب تا برآمدن خورشید است و نگهبانی مِینَوی به همین نام داشته و همیاران او، یکی«بِرِجیَه» یا نگهبان حبوبات و دیگری«نمانیَه» یا نگهبان مِینَویِ خان و مان است.باید به یاران این موکلانِ گاه های شبانه روز، ایزدان و امشاسپندانی چون مهر و رام و اَردیبِهِشت و آذر و اَپَم نپات و آبان و بهرام و ویرتات و سروش و رَشن و اَشتاد را نیز افزود و بهتر است برای آگاهی بیشتر دربارهء گاههای شبانه روز و تقسیم بندی آنها، به کتاب بندهش فصل 25 کردهء 9 مراجعه کرد.

اما باید گفت که در گاتها به تقسیم بندی جغرافیایی درون مملکتی، به این صورت اشاره شده است:

هات 31 بند 18:

« .... آزی. دِمانِم. ویسِم. وا. شوُایثرِم. وا. دَخیوم.وا. آدات....»(برگرفته از کتاب گاتها سرودهای زرتشت ترجمه و تفسیر موبد فیروز آذرگشسب)

به نظر می رسد این تقسیم بندی بسیار دقیق تر و درست تر و به تقسیم بندی امروزی هم نزدیک تر است. «دِمان یا مان»، همان خانه و خانواده است که با دیگر نوشته های اوستایی یکسان است. همچنین «ویس» یا دِه هم مطابقت داشته اما «شوُایثرِم» واژه ای است که در گاتها برای شهر یا ناحیه بکار برده شده و از نظر شکل ظاهری هم بسیار به واژهء شهر، نزدیک است اما در دیگر نوشته های اوستایی، از واژهء «زَنتو» برای مفهوم ناحیه یا شهر بهره گرفته شده است و استفاده از واژهء اوستایی «دَخیوم» به معنی ایالت و مملکت و کشور،هم که با دیگر نوشته های اوستایی برابری دارد.

در این بند گاتها، چنین اشاره شده که هیچ کس نباید به گفتار و آموزش دروغکار گوش فرا دهد چرا که اوست که خانه و ده و شهر و کشور را به تباهی می کشاند و بر ماست که در برابر اینگونه افراد، با «سنَ ای ثیشا» یا افزار و سلاح ایستادگی کنیم.

در بند هجدهم مهریشت که در ادامهء این بند قرار دارد به این نکته می پردازیم که چقدر مفهوم این دو بند مهریشت با هات 31 بند 18 گاتها نزدیک است و همخوانی معنایی دارد.

در این زمینه بخوانید:
آشنایی با یشتها- بخش نخست
آشنایی با یشتها- بخش دوم
آشنایی با یشتها- بخش سوم
آشنایی با یشتها- بخش پنجم
آشنایی با یشتها- بخش چهارم
آشنایی با یشتها، بخش ششم
مهر یشت
ابزارهای آیینی بکار رفته در مراسم بزرگداشت ایزدمهر
ایزد مهر نافریفتنی است
راه های ستایش ایزد مهر
ابزارهای قدرت و چیرگی ایزد مهر
نقش ایزد مهر در مبارزهء دیرینه
مهر و خورشید دو یار دیرینه و جاودانه
سیمای منزلگاهان آریایی در آیینهءجغرافیای کهن
به این کشورِ خونیرثِ درخشان، ایزدمهر نگران است
مهر ایزد نامور، بخشندهء پیروزی و شهریاری و فَر
نقل ازhttp://www.berasad.com/fa

/ 0 نظر / 23 بازدید