گات های اشو زرتشت

گات ها :

 

پذیرفت پاکیزه دین بهی

نهان گشت بی دادی و بی رهی

به گمان اغلب ، دوهزار وهفتصد سال پیش از امروز زردشت بلخی{628-551ق.م}آئینش را بوسیلۀ سرود های منظوم{گاتها}اعلام کرد وبقول فردوسی با ظهور زردشت و"دین بهی"بیداد و گمراهی زوال یافت.

گاثه ها در سرزمین آریانا قدیمیترین اثر مکتوب دینی است که در مباحث زبان درینمورد حرفهایی ارایه گردید.واما درینجا باید بدانیم که دین زردشتی یک آئین توحیدی یعنی یکتا پرستانه بود.خدای واحد"آهورای مزدا"درمبارزه با اهریمن که در نماد زمینی بشکل نبرد بین نوروظلمت منعکس میگردد راه رستگاری وآزادی را برای پیروان نشان میدهد.

این دین مانند هر دین آسمانی،شامل فرمانها،اخلاقیات،رهنمودها،نیایش وپرستش،مسایل اقتصادی،مسایل دادخواهی وغیره میباشد. نیچه در کتاب"چنین گفت زردشت"،زردشت را خردگرا و پدر اخلاق معرفی میکند.اهورای گاتها"ایزد نیکی" است.

یکی از برجستگیهای آئین زردشتی حضور نطفه های دیالکتیک در آن میباشد.وقتی زردشت از نبرد بین "نور وظلمت"،"پاکی و زشتی"،"اهورا و اهریمن"سخن میزند در واقع بی آنکه بداند بطور طبیعی به دیالکتیک دست یافته است،چون هر دیالکتیکی پرداختن به مسالۀ"تضاد"است وقانون تضاد درسراپای عقاید زردشت جوش میزند.

البته ظهور تضاد درمبارزه"نوروظلمت"و"اهوراواهریمن"منجربه پیروزی نوربرظلمت وآهورا بر اهریمن میگردد. که این روند قانون تضاد را درمیان اشیاء وپدیده ها بطور همه جانبه نشان میدهد.نوربمثابۀ عنصر بالنده ونودرنبرد با کهنه یعنی ظلمت به پیروزی میرسد.ودر آسمان نیز اهورا که مظهر نیکی وپاکی است براهریمن که نمادزشتی وسیاهی است چیره میگردد.

پیش از هزارۀ قبل از میلاد در آریانای کهن ادیان زیاد در قالبهای اشیاپرستی وجود داشته وحتا بعدازدین زردشتی نیز در بسیاری از ولایات آریایی اشکال توتمیسم با مراسم ویژۀ خویش بر گذار میشده است.قبلآ گفتیم که حد اقل بیست هزار سال پیش از میلاد در آریانا جامعه انسانی با ادیان وزبانهای بومی خود در حرکت و تکامل بوده اند تا اینکه زردشت با اعلام دین جدید{توحید گرایی} بسیاری ازادیان را منسوخ کرد و دین اهورایی را بجای شان مستقر ساخت این دین حتا تا دورۀ صفاریان در کنار دین بودایی در بعضی نقاط مانند کابل و کاپیسا...زنده بود و تا قرن دهم در اکثر نقاط خراسان از بین رفت وجایش را دین اسلام گرفت.

در زبان اویستایی واژۀ خدا را"بگ" که "بکوان"سانسکرت نیز با این کلمه خویشاوندی دارد.درزبان اکدی بخدا"الو"میگفتند ودر زبان سومری خدا را"دنکر"مینامیدند.مانمی فهمیم که پیش از زبان اویستایی فرضآ چند هزار سال قبل از میلاد مردم آریانا کدام واژه را برای نامیدن خدا استعمال میکرده اندوبهمین منوال قبل از پیدایی خط سومری معلوم نیست تا پنجهزار سال پیش از میلاد در حوزۀ کلده وآشور کدام واژه را برای نامیدن خدا اطلاق میکردند.چون کاملآ هویداست که قبل از پیدایش رسم الخط ها و ثبت فرهنگها،خدایی وجود داشته و انسانها نیز برای نامیدن خدایان واژه هایی داشته اند.

ببینیم که پیش از تورات که کتاب آسمانی گفته میشود،قوانین مشهور حمورابی هم در ارقام هم در نثر به زبان اکدی وجود داشته.آنجا که در اصل سوم قانون حمورابی میخوانیم:"اگر کسی در داوری ظاهر شود به شهادت دروغ،نتواند اثبات کند سخنی را که گفته است،هرگاه حکم،حکم حیات و(مرگ)باشد این کس باید کشته شود."

این عبارت را نقل کردیم تا گفته باشیم که قبل از کتب توحیدگرا نیز فرهنگ درخشانی در جامعۀ بشری وجود داشت که توسط ذهن غیر توحیدی خلق شده بود.مثل برخی دستاورد های علمی وهنری بشر که قبل ازادیان توحیدی ایجاد شده اند.

در گات ها این جمله را می بینیم:

 

"بگ و رک آهورامزدا"

خدای بزرگ اهورای مزدا است

 

واژۀ"بگ"شاید سالها پیش از نوشتن گاثه ها  در ادب شفاهی مردم موجود بوده ومردم قبیله ها خدایان گوناگون شانرا با این"واژه"یا"واژه" های دیگری نزدیک به این آوا و معنا ،برای نیایش وپرستش خطاب و بیان میکردند.

به سرودی از خود زردشت گوش بدهیم:

 

از تو می پرسم ای اهورا

چه چیزاست سزای آن کسیکه برای سلطنت

بد کنشی ودروغ پرستی درکاروکوشش است

آن بد کنشی که بجز ار آزارکردن به ستوران

وگارگران دهقانان کار دیگری از او ساخت نمیشود

هرچند که از دهقان به او آزار نمیرسد.

درمقابل ستم از خود مدافعه کنید

مرد مقدس

آرامگاه او در سرای تو خواهد بود ای اهورا.

 نقل از:http://www.zendagi.com

/ 0 نظر / 17 بازدید