دانش و مکتب موسیقی

دانش و مکتب موسیقی

ایرانیان از دیر زمان با هنر موسیقی آشنایی داشته اند ، اگر چه آثار و مدارک باقیمانده آنطور که بتواند کیفیات و نکات دقیق موسیقی ایران باستان را نشان دهد گویا نیست، ولی میتوان گفت که ترانه و موسیقی ایران باستان را نشان دهد گویا نیست، ولی می توان گفت که ترانه و موسیقی هر یک به تنهایی میتوانند رشته یی از هنرهای ویژه ی ایران باستان باشند

سرودها و آوازهای شورانگیز در نهضت های ملی و مذهبی ایران باستان بزرگترین عامل تهییج و تاثر بوده و ملهم از قریحه و فرهنگ عامه و برداشت های ذهنی و فکری مردم بوده است.

از انگاه که اقوام آریایی نجد ایران در پرتو مناظر با شکوه طبیعت: رودها و کوهها و دشتها ، زیر آسمون نیلگون ، درخشش ستارگان و تابش مه و ماه و جلوه ی سپیده دم بازمزمه ی ترانه ها نوای نای ، گله های خود را می چراندند و پرستش مهر می کردند تا دوران سرودن گاتها و پرستش اهورا مزدا و تمدن بزرگ ساسانی، فرهنگ و زندگی نیاکان ما آمیخته با موسیقی و ترانه بود ه وبه خصوص فرهنگ عامه و تمدن های گوناگون ما از آنها متاثر شده است.

گاتهای زرتشت که یکی از کهن ترین ترانه های ایران باستان و جهان است بهترین نمونه ی قدمت نفوذ شعر و موسیقی و ترانه در فرهنگ ملی ما می باشد.

((موسیقی در مراسم مذهبی و آداب رزم وبالاخره در زندگانی اجتماعی ایرانیان قدیم سهمی به سزا داشته است.چنانکه کتاب گاتهای زرتشت نیز مجموعه یی از اشعار به سبک نثر مسجع و شامل سرودهای مذهبی بوده که با آهنگهای خاص خوانده میشده است.))

سرود، در متن اوستای زرتشت به مفهوم استماع به کار رفته و این کلمه به معنی وسیع تر نغمه، آواز،ترانه،خواندن مرغان وآدمیان را میرساند ولی در معنی خاص و معدود، به نغمه های سنگین و موزون از نوع: بزمی، رزمی و حماسی، اخلاقی و اجتماعی، مذهبی و عرفانی اطلاق می شود که در اوستا به شکل سرات Saraoto امده است.

ترانه نیز دارای ریشه اوستایی تئورونه Tauruna است. که در پلهوی ترانگ و در فارسی بعد از اسلام ترانه شده است.

زرتشت قسمت مهمی از کتاب خود را به صورت سرودهایی ساده بیان کرده تا بهتر بر دلها بنیشیند.گاتهای او بهترین و شاید باستانی ترین سرود های ایرانی است که تا امروز به جا مانده است(( ب احتمال قوی لفظ گاه در نامهای دو گاه،سه گاه،چهارگاه،راست پنجگاه می شنویم همان کلمه گاته است که در فارسی پهلوی گاس شده و در فارسی دری به صورت گاه درآمده است.از همان عهدهای دیرین در محافل رسمی و غیر رسمی و بزمهای شاهان،خنیاگران با نوای ساز رامشگران آواز وسرود می خوانده اند.))

در گاتها بیشتر دعاها و مراسم دینی با نغمه و سرود همراه بوده است و می توان پذیرفت که در ایران باستان نواها،سرودها، نغمه های گوناگون و آهنگ های موزون و همچنین (نت) وجود رایج داشته است.که متاسفانه اکنون چگونگی آنها بر ما مجهول می باشد، زیرا اگر هم نقش صوت یا الفبای موسیقی(نت)وجود داشته از میان رفته است.

در زمان هخامنساین  علاوه بر جنبه های دینی ، موسیقی بیشتر جنبه ی رزمی پیدا کرده،چنانکه هرودوت در کتاب خصال کورش می نیوسد: ((کورش هنگام حمله به سپاه آسور به عادت خود سرودی آغاز نمود که جمله سپاهیان آن را می سروده ند.نیمه شب که صدای کوس رحیل برخاست کورش سردار سپاه را بخواند و بدین سان فرمان داد:چون سپاه دشمن نزدیک شود،سرود جنگ خواهم خواند و سپاه ما بیدرنگ مرا با سرود خود پاسخ گویند...))

از آن پس ایرانیان جنگ را با خواندن سرودهای حماسی آغاز میکردند و پس از سرودن شاهنامه بدست فردوسی(قهرمان حماسه سرای جهان) سرودهتی حماسی ایران از آن گرفته شد و هنوز هم یان سنت کهن باقی است.

از روی آثار هنری متنوع دروه ی هخامنشی میتوان حدس زد که نر موسیقی نیز در این دروه به اندازه ی کافی همگام و به موازات سایر صنایع و هنرها پیشرفت و ترقی داشته است.

از هنر موسیقی دوره ی سلوکیها نیز اطلاع چندانی در دست نیست، چه در این دوره بر اثر هرج و مرج ، آثار هنری هخامنشی از دگرگونی و انحطاط در امان نماند.با روی کار آمدن اشکانیان ، هنر وموسیقی دوباره زنده می شود و رنگ تازه یی به خود می گیرد،چه روح سلحشوری و جنگویی آنان موجب پیدایش نواها و آهنگهایی گشته که بیشتر جنبه ی حماسی و رزمی به خود می گیرد چنانکه پیرنیا در کتاب ایران باستان می نویسد:

از صنایع مستظرفه پاریت همین قدر میتوان گفت کهخ یک نوع موسیقی داشتند ولی از آلات موسیقی پیداست که موسیقیشان خشن بوده،زیرا در ضیافت های فقط نی و تنبور می زدند و گاهی هم این آلات را با هم می نواختند و می رقصدیدند.بنابراین موسیقیشان بیشتر موسیقی ضربی بوده.

نویسنده ی رومی گوید که یک آلت موسیقی نیز داشتند موسوم به سام بوکا Sambuca ولی نمی گویند شبیه چه آلتی بوده، شاید لفظ دنبک پس از تصحیف رومیها سامبوکا گردیده.

از ادبیات پارتی به ما هیچگونه اطلاعی نرسیده ، ولی معلوم است که آوازهایی داشته اند که نثر مرسل نبوده و آن آوازها را می خوانده اند.

موسیقی در ایران باستان تا دوره ی ساسانیان بیشتر جنبه ی دینی و حماسی داشته ولی جنبه ی هنری و توجه به لذات نیز تا حدودی مورد توجه بوده است.

الف- اولین مکتب موسیقی علمی

در زمان ساسانیان تحول عظیمی در فن و هنر موسیقی پیدا شد و جنبه ی هنری و تفننی و تجملی آن بیشتر شده و عمومیت بیشتری پیدا کرد و موسیقیدانان بزرگی مانند: باربد،نکیسا،بامشادو رامتین پیدا شدند و هنر موسیقی ایران را به سطحی که در جهانآنلروز نظیری نداشت رساندند و موسیقی از شکل یک پدیده ی ساده ی تفننی و فردی،به صورت یک مکتب علمی و آموزشی وسیع در سطح عمومی و ملی درآمد.

ب- مکتب فلسفی موسیقی

((مدارک عدیده روشن می سازد که در دوره ی ساسانیان موسیقی ایران بسیار غنی بوده و در جامعه مقامی بس شایسته داشته است،چنانکه در آیین مزدک که در زمان قباد ساسانی ظهور کرد،موسیقی به عنواو یکی از نیروهای معنوی چهارگانه:شعور،عقل،حافظه وشادی در برابر خداوند جلوه گر میشود.))

با توجه به این نیروهای معنوی چهارگانه تاثیر موسیقی و شنیدن نواها و آهنگهای خوش و موزون آن در تعادل ذهنی و اهمیت آن در نظم و آرامش زندگی روزمره به خوبی آشکار می شود.

در دوران ساسانیان آموزش و استفاده از موسیقی از حالت انحصاری خارج شده و بطور وسیعی در دسترس عامه قرار گرفت ونه فقط پادشاهان و اعیان دولت،بلکه عموم طبقات نسبت به موسیقی رغبت و علاقه نشان داده و از ان بهره مند بودند.

موسیقی نیز همگام با تحولات سایر پدیده های اجتماعی پیشرفت کرده و بخشی مهمی از فرهنگ ملی را تشکیل میداده است.

در این دوره موسیقی به چنان درجه یی از اهمیت رسید، که چنانکه استاد همایی در کتاب تاریخ ادبیات می نویسدوزیر مخصوصی برای این منظور تعیید کرده بودند و موسیقی دانان به نامی از قبیل باربد،نکیسا،بامشاد،رامتین،به نشر و توسعه ی این هنر منصوب شدند.

((اردشیر ساسانی مردم ورجال سلطنتی را به سه طبقه،ممتاز کرده بود،که از آن جمله،مطربان و رامشگران بوده اند و هر دسته در حضو او جایی معین داشتهاند.بهرام گور بیشتر متوجه عیش و طرب و موسیقی و ساز و آواز بوده و.... چندین نفر رامشگر از هند به ایران آورده است و در زمان او مطربان و موسیقی دانان بر همه مقدم بوده اند.))

گویند بهرام گور برای تربیت، از کودکی نزد نعمان بن منذر فرستاده شد و به فرا گرفتن و آموختن موسیقی پرداخت و بعد ازرسیدن به پادشاهی نیز در ترویج و بزرگداشت موسیقی و موسیقی دانان ، کمال همت را نشان داد. توجه و علاقه ی شدید بهرما پنجم(بهرام گور) به موسیقی، زبانزد بسیاری از مورخان و شعرا گردیده،چنانکه حمدالله مستوفی نویسد: (( در زمان بهرام کار مطربان بالا گرفت،چنانکه مطربی روزی به صد درم قانع نمی شد.بهرام گور از هندوستان دو هزار لولی برای مطربی مردم بیاورد و نسل ایشان هنوز در ایران مطربی میکنند.))

انوشیروان موسیقی دانان را بر مبنای تقسیم اردشیر طبقه بندی کرد و مقام و ارجی که برای ایشان قائل بود نمودار توجه و علاقه ی این پادشاه به توسعه ی هنر موسیقی و آموزش آن است.در زمان انوشیروان همسایگان به دربار مداین و شهرهای دیگر ایران آمدند و هنر توازندگی را فرا گرفتند و این هنر را به عنوان بهرتین و زیباترین ارمغان در میان اعراب رواج دادند،چنانکه اعشای قیس شاعر مشهور که سراینده ی قصاید بیشماری است در دربار انوشیروان راه یافت و بدیونوسیله ازمکتب موسیقی دانان و هنرمندان بهره ها گرفت ونام سازها و طریقه ی استفاه از آنها را آموخت و به کشور خویش برد ودر میان اعراب رواج داد.

حارث بین کلده ثقفی پزشم عرب نواختن بربط را در ایران آموخت و پس از فرارگفتن و دیدن آموزشهای لازم به حجاز رفته و نواختن و فنون این ساز را به دیگران آموخته است.

پ- مدرسه ی موسیقی ،داشنگاه شاپور گرد(گندی شاپور)

امام شوستری مینویسد: ((حدس میزنیم حارث فن موسیقی و نواختن بربط را در دانشگاه شاپور گرد یاد گرفته باشد،زیرا در آن زمان گذشته از آنکه موسیقی شاخه ای از ریاضیات بشمار میامده استفنواختن برخی اوازها در برخی بیماریها در نزدیک بستر بیمار،یک گونه درمان و چاره گری بوده است و این باور تا پنجاه سال پیش که طب قدیم منسوخ نشده بود،در شهرهای ایران رواج داشت.))

در زمان خسرو پرویز موسیقی اهمیت و ترقی بیشتری پیدا کرد و باربد برای روزهای مختلف هفته آهنگ و نوایی ساخته بود و برای هر روز از روزهای ماه لحنی درست کرده،که به (سی لحن باربد) معرفو است،همچنین 360 لحن برای 360 روز اوستایی به وجود آورده بود.

((قدر مسلم این است که نواها و آهنگها و دستگاههای معمول زمان خسرو پرویز(590-628) تا چهرصد سال پس از ساسانیان،اساس کار موسیقی دانان اسلامی بوده است.اعراب صنعت موسیقی از ایرانیان آموختند و با تغییراتی در گامها و یا با درهم آمیختن نواها و دستگاههای جدیدی موسیقی مخصوصی برای خود ایجاد کردند ولی اصول علمی و روح و اساس و گوشه های آن ایرانی باقی ماند.))

موسیقی در زمان خسروپرویز تا آن اندازه مورد توجه بود که این پادشاه هزارها رامشگر و مطرب در دربار خود داشته است.توجه و تشویقهای مادی و معنوی که از موسیقی دانان بعمل میامد، موجب شد که موسیقیدانان مادی و معنوی که از موسیقیدانان بزرگی مانند باربد و نکیسا(سرکش) پیدا شوند که در خنیاگری و رامشگری مشهورند.((خسروپرویز درتمام مراحل زندگی دست از شنیدن نوای چنگو آواز دلکش نکشیدو در سفر و حضر از آن استفاده روحی برد.

در کتیبه یی که در طاق بستان کرمانشاه از این شاهنشاه باقی مانده،مجلس شکاری را نشان میدهد،که خسرو حتی در هنگام شکار،نوازندگان را با خود همراه می بقرد و با آهنگ سازو آواز به کار خود می پرداخت.))

موسیقی دانان و خوانندگان و نوازندگان در این دوره،ارج و مقام والایی داشته اند.((چنانکه به هنگام افتتاح سدی بر رودخانه دجله،موسیقی دانان همردیف فرمانداران(ساتراپها)از جانب خسرو پرویز شاهنشاه ایران دعوت شدند.))

موسیقی دانان در مقابل دودمان شاهان می نشستند و در مقابل استادان موسیقی،نوازندگان و خوانندگان قرار می گرفتند و ونگ زنان و تنبور نوازان و نای دمان در مقابل آنها.این موضوع میرساند که هنرمندان موسیقی دان تا چه اندازه قرب و منزلت داشته اند.در این دوره همچنانکه ذایقه را با غذا و شرابهای گواراو شامه را با بوهای خوش می پروراندند سامعه را نیز با الحان دلکش و نواهای خوش پرورش میدادند.

آلات و ابزار موسیقی ساسانیان بسیار غنی و متنوع بوده و امروز هم نام و آثار زیادی از انها نه تنها در ایران ،بلکه در موسیقی سایر اقوام از جمله اعراب دیده می شود.

((غلام خسرو که به تمام وقایع و اخبار درباری آگاه است،از وضع موسیقی در بار نیز سخن می راند و آلات موسیقی را بدین قرار نام میبرد:عود،رودهندی،بربط،تاس،چنگ ائولی یا اندروای،وندق دار،،وین،باربد،چنگ،تنبور،تنبورس،کنار،وین کنار،زنگ ،نی ،مار،دمبلک،چمبار،زل،اندروای،زنجیر،تیر،سپر،مشتک،رسن،ونجک،شیشک،کپیک وبسیاری دیگر که خواندن نام آنها دشوار است.غلام مذکور می گوید در میان زنانی که چنگ می نوازند آنکه صدایش بلندتر و موزون تر است،بیشتر جالب و مورد توجه میباشد ....

بهترین و مطبوع ترین موسیقی آنست که با آلتی که دارای چندین سیم بوده و آهنگش مانند آواز باشد،نواخته شود و آوازی که گوشه و لحن آن مانند آلتی موسیقی باشد.بالاخره بهترین و دلکش ترین موسیقی آنست که با چنگ، خوب کوک شده وبا گیتارو بانی،دستگاههای اسپهانیک(اصفهان) و آواز نهاوندیک(نهاوندی) و گوشه نوشاهپوریک(نیشابوری) نواخته شود.))

در کتاب دیوان منوچهری و مثنوی(خسرو شیرین)نظامی و نویسندگان و شعرای دیگر اسامی بیشماری از آوازها و قطعات موسیقی وجود دارد، که شناخت و چگونگی کیفیات آنها تا اندازه ای مشکل و مربوط به دوره ی ساسانی است.به احتمال قوی قطعه یزدان آفرید نام سروی دینی بوده و کین ایرج و کین سیواش و تخت اردشیر نام قطعاتی بوده است که به داستانهای قدیم ایران منسوب میده و بعضی از انها قدرت و جلال خسرو پرویزرا میرساند مانند باغ شیرین،باغ شهریار،تخت طاقدیس،زیر قیصران. پاره ای از این قطعات ثروت و دارایی را به یاد میاورند مانند هفت گنج و گنج بادآوردو بعضی دیگر به وصف اعیاد و جشنهای فصول مختلف بخصوص فرارسیدن بهار را توصیف میکنند.چنانکه نوروز بزرگ،گلزار،سبز بهار،راه گل،آرایش خورشید و ماه،پالیزبان،دل انگیزان،روشن چراغ،مناظر زیبا و نشاط انگیز طبیعت و زندگی را توصیف مینمایند.

از نوشته های مربوط به باربد چنین برمیاید که او بزرگترین آهنگ ساز و موسیقی دان زمان خود بوده و خلق آهنگهای متنوع و گوناگون مهارت خاص و در نوازندگی پایه ای رفیع داشته است.

کارل انجل(Karl-Angel) دانشمند انگلیسی چنین می گوید:

((به نظر میاید ایرانیها از زمانهای پیشین،فاصله های کوچکتر از نیم پرده نیز در موسیقی خود بکار میبرند.هنگامیکه اعراب به فتح ایران نایل آمدند،ایرانیها به درجه ی عالی تری از تمدن رسیده،هنرهای زیبای آنان به ویژه موسیقیشان از عربها جلوتر واسبابهای موسیقی آنها کاملتر بوده است.

اعراب به زودی سازهای ایرانی را پذیرفتند و دستگاههی موسیقی ایران را تقلید کردند و گامی که در قدیمترین کتابهای آنان دیده میشود،همان دستگاه قدیم گاهای ایران است که در آن یک(هنگام) دارای هفده قسمت بوده است...

آلت اصلی موسیقی کنوی اعراب(عود) و از آن ایرانیان(تار) است که از زمانهای قدیم معمول این دو ملت بوده است.در زمان ساسانیان (چنگ) آلت اساسی موسیقی را تشکیل میداده است.

در روش موسیقی ایرانی و عرب نواها بر حسب دوره تقسیم شده اند که ایرانیان به هر یک از انها(دستگاه) و اعراب(مقام) می گویند.هردوره شامل یک پیش درآمد ویک آواز و یک رنگ است.اکتاو(هنگام) شامل هفده پرده است،هردوره بیش از نه یا دوازده نت را شامل نیست ولی انتخاب این پرده ها،درهر دوره مختلف میشود.بالاخره هر دستگاه روشن مخصوص بخود را داشته و بستگی به نوعی احساسات رزمی و یا حزن آور یا شاد کننده دارد.

این ملاحظه عمومی در موسیقی ایرانی و عرب که از چنیدن قرن تاکنون متداول است،بدون شکدر اصول با موسیقی زمان ساسانیان متشابه و یکسان است.))

این گفته ها و شواهد می رساند که در زمان ساسانیان هنر موسیقی و جنبه های علمی و فنی آن به اندازه یی پیشرفت کرده است که جزییات و دقایق هنری از جمله فاصله نت ها ،پرده و نیم پرده ها را می دانسته اند.

ترانه های ، آهنگها وقطعاتی که در این دوره ساخته شده بسیار است و آثار پاره یی از آنها و نام تعدادی از ان قطعات و الحان هنور م متداول است و مورد استفاده قرار می گیرد.

عده یی ایجاد دستگاههای مختلف و قطعات موسیقی، این دوره را به باربد نسبت می دهند و گروهی را عقیده بر این است، که پیش از باربد بعضی از دستگاه ها به وجود آمده است ودر این باره کریستن سن می نویسد:

(( روایات موجوده اختراع دستگاههای موسیقی ایران را به باربد نسبت می دهند. در واقع، این مقامات پیش از باربد هم وجود داشته ، ولی محل تردید نیست، که این آهنگ ساز بزرگ، تاثیر به سزایی در موسیقی ساسانی کرده است و این موسیقی را هم منبع عمده موسیقی عرب و ایران بعد از اسلام باید شمرد و میتوان گفت که در ممالک اسلامی مشرق هنوز آثاری از الحان باربد باقی است ، زیرا که شرقیان در این رشته از صنعت بسیار محافظه کار هستند.))

ثعالبی گوید: ((باربد در ملاقات اول دستان یزدان آفرید را برای خسرو خواند، بعد دستان پرتو فرخار را به سمع او رسانید، که همان شادمانی را می بخشید، که توانگری از پس درویشی می بخشد، پس از آن دستان سبزاندر سبز را خواند و نواخت،چنانکه شنوندگان از آهنگ زار زار ابریشم رود وازیر و بم سرود او مجذوب و مبهوت شدند.به گفته فردوسی سه دستانی ، که باربد در این محل خواند و نواخت، داد آفرید و پیکارگرد و سبز در سبز بود.))

نتیجه اینکه، هنر موسیقی از قدیم ترین دوران در ایران باستان مورد توجه بوده و پیوسته به غنای علمی و هنری و تنوع آن افزوده شده و در زمان ساسانیان به اوج ترقی و پیشرفت خود رسیده،دستگاهها و نواها والحان متعدد ابداع شده و موسیقی دانان و استادانی پرمایه پا به عرصه وجود گذاشتندو سرودها و چکامه های بدیع سراییده شده است. چنانکه گویند بخشی از کتاب آیین نامک مربوط به هنر و فن و موسیقی بوده که در آن راههای موسیقی و ارج و منزلت ندیمان و موسیقی دانان را شرح داده است.

((وبسا که در این کتاب ترانه های مشهور و راههای موسیقی با الفبای ویژه آوانویسی(ویسپ دبیره) نوشته شده است.))

درباره ی باربد و دانش آموختگی و استادی او مطالب زیاد نوشته اند که ذکر تمامی آنها از حوصله این بحث خارج است.ولی باید اذعان کرد که از نظر توسعه و بسط آموزش هنری وجود استادانی چنین برجستهو لایق مایه ی افتخار تمدن درخشان ایران باستان است.نه تنها آموزش هنری این دوره تا عصر حاضر در ایران ادامه دارد بلکه موجب گسترش و توسعه ی هنر موسیقی سایر ملل نیز شده است.

بعد از تلسط اعراب بر ایران،هنر موسیقی به وسیله ی نوازندگان و خوانندگان خوش صوت و هنرمندان ایرانی به حجاز و سایر بلاد اسلامی رفته و این ممالک از موسیقی و ترانه های فارسی و اشعار هجایی نزدیک به اوزان عروضی ایران بهره ها برده و فنون موسیقی را از ایشان آموختند و اسا و پایه ی موسیقی خود را بنا نهادند، سپس در بیشتر نواحی دیگر از قبیل شام، یمن،لبنان،سوریه،فلسطین،مصر،الجزیره،تونس و مراکش نفوذ کرده و از این دیار به اسپانیا که در آنجا حکومت اسلامی تشکیل شده بود راه یافت و تاعصر حاضر اثر موسیقی ایرانی و نام بسیاری از اهنگها و سازهای دوره ساسانی در این کشورها باقی است.

ت- آلات موسیقی در ایران باستان

رود                                            تنبورس                                      زنجیر

بربط                                           کنار                                           تیر

عود                                           وین کنار                                     سپر

تاس                                          رنگ مانی                                   مشتک

چنگ                                         مار                                            رسن

وندق دار                                     دمبلک                                       ونجک

وین                                           چمبار                                        شیشک

باربد                                          زل                                             کپک

تنبور                                          اندروای

 

 

 

 

 

 

 

ث- نواها و ترانه ها:

باربد 30 ت

/ 0 نظر / 18 بازدید